313. آمیتیس لوس میشود !
بچه ی لوس دوست ندارم ولی میدونم بخاطر سنت ه ... وقتی چیزی میخوای و بهت نمیدیم وایمیسی اول میگی منه ... بعد که بهت نمیدن میری خودتو پرت میکنی رو زمین و الکی گریه میکنی ! انقدرررر این حرکاتت بانمکه که خنده مون میگیره ولی مجبوریم نخندیم که عادت نشه :*
به سختی صدا با دهن رو دارم از سرت میندازم ... نصفه شب باباتو صدا میکردی و تا اون میگفت جونم میگفتی بوووووووب :)) باباتم همین صدا رو میکرد و میخوابیدی
ولی از سرت انداختم :)
کلماتت بیشتر شده عمو و دایی هم اضافه شد ... سیب و خیلی چیزای دیگه :*
خال رو دستم رو نشون دادی و میگی ا ! میگم خال ه ... میگی خاءه ؟؟؟ میگم نه خال ! و بدین گونه بود که خال رو درک کردی و از هرجاییمون یه خال درمیاری :) مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


313. آمیتیس لوس میشود !
